خرید بک لینک
من معتقدم همانطور که بعضی ها قد بلند هستند ، بعضی ها با هوش هستند ، بعضی ها چشم ابی هستند ، بعضی ها سیاه هستند ، بعضی ها شاعر هستند ، بعضی ها خواننده هستند و .... بعضی افراد هم از بقیه عاقل تر هستند .عقل مثل هوش و پرش ارتفاع قابلیت اندازه گیری ندارد ولی بدون شک عقلای یک قوم و سرزمین باید زعامت و هدایت را بدست گیرند ، قانون باید به شکلی باشد که هر کسی را که ادعای عقلی دارد  را وارد بازی کند ، در این بازی هیچ حقوق و مزایایی وجود ندارد چون عقلای قوم مدیریت مملکت را قبلا به دست متخصصان سپرده اند ، و حالا نوبت ورود عقلای تازه است و اخذ تصمیمات تازه  ، پس عاقل ها وارد بازی می شوند این بازی یک بازی چالشی است  بحث می کنند ، کتاب می نویسند ، سخنرانس می کنند بیوگرافی ورق می زنند مثل و شعر می خوانند ایه تفسیر می کنند و هر کسی هر کاری که دلش خواست را انجام می دهد از هر حربه و نیرنگ و فریبی که دلش خواست استفاده می کند ، بازی اصلا بازی جوانمردانه ای نیست  گاهی یکی با تهیه فیلم احساساتی را به جوش و خروش می اورد گاهی یکی سناریو جنگ می نویسد و .... انچه مهم است افراد حاضر در این بازی هیچ نقش اجرایی ندارند و وقتی که مجری شدن هیچ نقش عقلانی ندارند  مجری تابع مقررات قانونی است و عقلای قوم تابع نظر مخاطبین ، عقلا اجازه دارند مردم را فریب دهند  و مردم حق دارند فریب بخورند این سرنوشت انهاست ولی مهم ان است که ورود به بازی همچنان ادامه دارد و این هرگز بسته یا پوشیده نباید باشد ، قدرت در دست عقلا نباید باشد انها فقط اجازه دارند جنگ نابرابر عقل را پیش ببرند ، یقینا این نبرد از نبرد گلادیاتور ها هم وحشیانه خواهد بود . مدعیان عقل بی شک قوانین جامعه را باید بنویسند ، بی

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:18

یک چسب دارم  ، اسم چسبم را نمی دانم ، صبح که می خواهم از تختخواب بیرون بیایم ، می بینم سرم اون ور بالش افتاده و گردنم با دست چپم از تخت اویزان است ، دست راستم و پای راستم پاسین تخت افتاده اند ، یکی یکی اعضایم را برمی دارم یک چند تا چرخ می دمشون ، گاهی یا دستم مگس روی پتو را می زنم و سپس انرا به بدنم می چسبانم ،  اون چیزی که زیر پایم قل می خوره باید چشمم باشه  ، اونم  می ذارم سر جاش و فشار می دم تا تقی  صدا کنه . به دورترین لحظات حیاتم همون اول کاری سلام می کنم و مدتی خودمو در ته ته ته افکارم می بینم ، گویا انسانها در نهایت تبدیل به چندش می شن  ، اینکه روح وجود دارد یا وجود ندارد موضوعی غیر عقلانیست ، نه اینکه وجودش غیر عقلانی یا عدم وجودش غزر عقلانی باشد  کلا موضوعیت قضیه در حیطه عقل نمی گنجد ولی به نظر می رسد تمام بدبختی و فساد انسانها از این شروع شده که یکی خواسته این موضوع را اثبات عقلانی کند  و دیگری خواسته انرا عقلانی رد کند  . مسئله حائز اهمیت این است که چه روح وجود دارد و چه وجود ندارد بایدپذیرفت که ارواح وجود دارند و ما چیزی جز سایه این اشباح و ارواح نیستیم   .  اجازه بدهید تا منظورم را بهتر بیان کنم ، بی شک می توان گفت منظور از وجود هر چیزی اثر گذار بودن  ان چیز است و مترتب اثر بران چیز  ، پس اگر نفس می کشیم دلیل حضور هواست و اینکه ما هوا را با چی حس می کنیم مهم نیست . حالا من می خواهم بگویم چه ما ارواح را قبول کنیم و چه قبول نکنیم ارواح بر ما حکومت می کنند حتی اگر این نحوه حکومت مردگان بر ما صرفا بخاطر منطق اشتباهی ما باشد هیچ چیزی از اثبات موضوع کم نمی شود گویا نیمی از تفکر&n

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:18

اگر قرار به این باشد که هر کشوری در سرش سودای احیای امپراطوری گذشته اش را داشته باشد که ترکها باید برای امپراطوری عثمانی و ایرانیها برای امپراطوری هخامنشی و چینی ها برای .....واقعا این موضوع خنده دار است که افرادی مثل پوتین هنوز در معادلات جهانی جا دارند ، اگر  منظور از حقیقت تنها گوشه ای از حقیقت هست همه حقی در اختیار دارند ، ولی جریان این نیست ، این فقط یک رفتار قلدر مابانه است . اگر دنیا در برابر این نوع قلدری ها جوابی نداشته باشد باید گفت ما هنوز به تمدن نرسیده ایم . یقینا رفتار پوتین روی خیلی از افراد شخصی و خیلی از گروههای تروریستی و خیلی از دولتهای گروهک سالاری  اثر بسیار بدی بر جا خواهد گذاشت . یعنی ماجرا این است که کودکان در زیر سبیل کروکدیل شب را به صبح برسانند ، زنها و مردها از ترس و وحشت و تمکین و تسلیم و ... معجونی زهر آگین بنوشند . چرا دنیا قد راست جلو هیتلر نایستاد ، ایا باید حتما شصت میلیون نفر کشته شوند . چرا پوتین فکر می کند در نهایت دنیا هیچ کاری نمی تواند بکند .جای بسی تاسف هست که یک گروهک مافیایی بتوانند یک کشور را به اسارت بگیرند و دنیا فقط به این فکر کند که چگونه منافعش را تامین کند  ، جای تاسف است که یک فرد صرفا برای اثبات وجودش به چند دختر بلوند ، سپاهی را به کشوری دیگر گسیل کند و بغل گوش انها مانور راه بیندازد این مانند ان است که مردی جلو یک زن شمبولش را دربیاورد و با ان حرکات اکروباتیک انجام بده  و اگر زن چیزی بگه اون مرد خیلی موقرانه بگه نه منظور من فقط نمایش تشکیلاتم هست و هیچ قصد تعرضی ندارم .انسانهای ازاد چه بترسن و چه شجاع باشن در هر دو صورت می میرند پس بهتر است که مرگ انتخاب انها باشد نه سرنوشتشان .من با مردم

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:18

صفحه بندی